آخر هفته ای شاد در کنار اقوام
گل همیشه خندون مامانی؛سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
پنج شنبه شب برای مهمونی به منزل پسرخاله ی بابایی رفتیم،شب هم اونجا خوابیدیم و برای ناهار به دریاچه خلیج فارس چیتگر رفتیم،خیلی روز خوبی بود و شما هم کلی بازی کردی و خوش گذروندی.
بازم تا چشمای قشنگت به آب افتاد کلی ذوق کردی

به به چقدر مزه میده آدم از دست باباش غذا بخوره

مامان جون نمیشه از لابه لای نرده ها بری داخل باید دور بزنیم

مامانی زود باش بیا بلیم سسله سوال شم

یزله سسله بازی تنم بیام، باشه

اینم عکس شماو هستی کوچولو دختر پسر خاله ی بابایی

اینجا می خواستی آب بریزی تو دریاچه ماهیا بخورن

اینجا مشغول ریختن غذا برای ماهیا هستی،اول یزره نون سنگک براشون ریختی نون که تموم شد شما تازه خوشت اومده بود،به من گیر دادی که بازم غذا می خوام بریزم برای ماهیا،منم یزره پسته و بیسکویت داشتم و شما هم با کلی ذوق اونارو ریختی برای ماهیا

گل نازم ایشالا همیشه شاد باشی
دوست دارم...


آخر هفته ای شاد در کنار اقوام 
